|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم مهر 1385ساعت 0:38 توسط قاصدک |
|
|
خانه سوزي همچو گل سينه ام از آتش دل سوخته است خانه سوزي صفت آتش افروخته است منم آن غنچه كه خون مي خورم و خاموشم كه لبم دوخته است آن كه دلم سوخته است
اشك گرنه در پرده دري خوي سحر دارد اشك پرده از راز نهانم ز چه بردارد اشك ؟ شد هم آغوش گل از اشك محبت شبنم رهي از گريه مياسا كه اثر دارد اشك |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 21:40 توسط قاصدک |
|
|
نه راحت از فلك جويم نه دولت از خدا خواهم
پرنيان پوشز گرمي بي نصيب افتاده ام چون شمع خاموشي |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 11:11 توسط قاصدک |
|
| منوی اصلی |
| درباره وبلاگ |
|
| دوستان قاصدک |
|
|
| تجهیزات |
|
RSS
طراح قالب |
|
قاصدك |
|
قاصدك هان!... چه خبر آوردي از كجا وز كه خبر آوردي |