|
اينك پرنده ي احساس من تا دورترين افقهاي ناپايداري عشق به پرواز در آمده است و من سخت احساس غربت مي كنم شمعي چون دلم كنار بستر تنهايي ام مي سوزد و مرا به دورترين گذشته ها بازگشت مي دهد به خود مي گويم چه بايد كرد آيا روزي از اين دهليز تاريك چراهاي هجر به حياط روشن وصل راهي هست؟ نه نه " هرگز "... من زاده ي سرزمين افسانه ي عشقم و اين درديست بزرگ چون اين افسانه را پاياني نيست پاياني نيست... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 18:54 توسط قاصدک |
|
|
عيد مبعث بر شما دوست داران اهل بيت (عليهم السلام) مبارك باد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی ام مرداد 1385ساعت 18:53 توسط قاصدک |
|
|
باد مرا مي خواند... باد مرا می برد... آنسوی ذهن مرا می خواند هنوز طرح تو بر روی کاغذ سفید نقاشیم چشمم را نوازش می دهد کاش باد مرا با خود نمی برد تا آن را تمام می کردم کاش می توانستم آنسوی نگاهت را ببینم و بخوانم افسوس که هیچ گاه برای من نبودند آن نگاههای تاریک و پر معنا حتی اکنون که می خواهم بر روی کاغذ ، نقاشی کنم نیز برای من نیستند چه می شد برایم حتی برای یک مرتبه هم که شده تنها برای من خیره می شدند سرد بودند آنقدر که هنوز هم که هنوز است سرمایش را در عمق وجودم احساس می کنم باد مرا مي خواند... باد مرا می برد... باد مرا با خود خواهد برد به جايي که تاریک است همچون سياهي چشمانت سرد است همچون طنين نگاهت باد مرا خواهد برد... دیگر برگ کاغذی برایم نمانده حتی طرح نیمه کاره ات نیز آرام آرام قصد سوار شدن بر روي باد را دارد انگار همه حکایت از این دارند که باید رفت باید سوار بر موج طوفان شد و خود را از این حصار به دریای بیکران خیال رسانيد شايد آنجا ... شايد آنجا بتوانم طرح زيباي نگاهت را حتي اگر براي من هم نباشند بر روي كاغذ نقاشي ام پياده كنم تا سير بر آنها خيره شوم هرچند كه سرد سرد باشند شايد... شايد... اكنون تو اي باد تورا چه حاجت كه خود طوفان مهيبم |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 12:31 توسط قاصدک |
|
|
بادبانهاﻯ ساكن انتظار بادهاﻯ هيچ ﻜﺷﺘﻰ شوق خزه بسته در مرداب گم بر آسمان گرداب انتظار...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه دهم مرداد 1385ساعت 8:43 توسط قاصدک |
|
|
پرکن پياله را آلبوم پرکن پیاله را ( جام تهی) با صدای استاد شجریان شعر استاد فریدون مشیری در دستگاه ماهور
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 12:55 توسط قاصدک |
|
|
ببار اي ابر بهـــــــــــــــــار |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه پنجم مرداد 1385ساعت 11:31 توسط قاصدک |
|
| منوی اصلی |
| درباره وبلاگ |
|
| دوستان قاصدک |
|
|
| تجهیزات |
|
RSS
طراح قالب |
|
قاصدك |
|
قاصدك هان!... چه خبر آوردي از كجا وز كه خبر آوردي |